خط داستانی
ژرگی بار حامل بار به سمت روسیه می رود اما پس از برخورد نامطلوب با پلیس در گذرگاه مرزی خود را مسئول می بیند که به میانسالی پیر با داستان های نگران کننده از روزهای جوانی در ارتش می دهد در کنار سوار شدن به زن جوانی که به عنوان روسپی کار می کند و نسبت به قلمرو محتاط است ژرگی گمراه می شود و با درخواست از افراد بی خانمان برای کمک احساس خود را از دست می دهد به رغم پرسش از آن ها برای کمک برای یافتن راه بازگشت به خانه اش، تصاویر وحشیانه خشونت و جدایی روی پرده می گذرد و سفر او به سمت پایان ناگهان تاریک تر و ناامیدکننده تر می شود تا به یک نتیجه غیرمنتظره برسد