خط داستانی
زندگی مردی سی و پنج ساله به نام موراد که با خانواده اش در محله ای از استانبول زندگی می کند با مرگ پدرش به هم می ریزد و بحث درباره دفن پدر در استانبول یا روستا در میان خانواده پخش می شود. هنگامی که جنازه آماده خاکسپاری در قبرستانی در استانبول است، خانواده متوجه می شود که مرد فوت شده فرد دیگری است. موراد که تحت تاثیر پسرعمویش حصیر قرار گرفته، به شک بی اعتمادی نسبت به هر یک از اعضای خانواده می افتد و ترسان اوج می گیرد. در پایان شب موراد با این حقیقت روبرو می شود که او واقعاً بخشی جدایی ناپذیر از این خانواده است که همیشه از آن سرباز زده است.