خط داستانی
خانواده ای در روستایی دورافتاده زندگی می کند. پدر با فرار از مشکلات مالی به دنبال شکستن یک رکورد جهانی بیهوده است. همسرش بار سنگین زندگی روزمره را به دوش می کشد. مردی که احساساتش را با کلمات بیان نمی کند، همچون تمرکز خود را روی گوسفند محبوب می گذارد. استرس فزاینده والدین را تحت فشار می گذارد و این امر بر فرزندان تأثیر می گذارد. تنها رویدادی قوی می تواند تغییر ایجاد کند. وقتی توهم مانند بادکنک از هم می پاشد، مشخص می شود فراتر از جاه طلبی مردانه چیزی بسیار باارزش تر وجود دارد: نیاز به احساسات و صمیمیت واقعی.