خط داستانی
جورجی به آرامی در یک ازدواج بدون عشق با تاجر ماهیگیری، جیم باکرج، خفه میشود. شکارچی خوشتیپ، لو، نماد غیرقابل مقاومت هیجان مورد نیاز اوست. یک رابطه پرشور آغاز میشود که رازهای تاریک گذشته لو را فاش میکند و او را مجبور به فرار به گرمای سوزان بیابان میکند. جورجی او را دنبال میکند و مصمم است او را پیدا کرده و به خانه برگرداند.