خط داستانی
در آخرین هفته سال هزار و نهصد و نود و نه، دوستان صمیمیِ کلی و میگوئل در آستانه آیندهشان قرار می گیرند. کلی پس از درگذشت والدین به زندگی معلق مانده و در خماری از الکل و مواد فرو می رود. با تمام شدن پول ارث، کلی با واقعیت های کارهایش روبه رو می شود. بهترین دوستش میگوئل میان انتظارات والدین مهاجر و رؤیایش برای تبدیل شدن به کمدین دو دل است. فشار دنبال کردن رؤیاهایش در کنار فداکاری هایی که والدینشان برای او انجام دادهاند او را به نقطه اوج میرساند. با هم، کلی و میگوئل و سایر مردم جهان به این فکر میافتند که چه آینده ای در انتظارشان است.