خط داستانی
فیلمساز آلنِکِسِر فریمن که از دو سالگی به فلج مغزی مبتلا شده است با والدینی مهربان و حمایتی پرورش یافته اما آرزویی همواره داشتن رابطهای محبتآمیز با زنی و داشتن خانوادگی برای خود بود. هنگامی که آلنِکِسِر به طور اتفاقی شریک زندگیاش اورینا را در یک نمایش فیلم ملاقات میکند، زندگیاش برای همیشه به سوی بهتر شدن تغییر میکند، بهویژه وقتی دخترشان مایا به دنیا میآید.