خط داستانی
ایرنهِ تنها و میانسال زیبا به کارش بهعنوان بازرس هتلهای لوکس کاملاً devoted است. او مدام در سفر است و در سفرهای گرانقیمت به تفریحات بیعیب و پرزرق و برق میپردازد، اما همیشه نامحسوس و تنها، به زودی به مقصدی اسرارآمیز بعدی با چکلیست و لپتاپ در کنار خود میرسد. هنگامی که دوست نزدیک و سابقش آندِیا که همواره منبع حمای عاطفی بوده، ناگهان در دسترس نیست، ایرنه دچار بحران وجودی عمیقی میشود. «لوکس دروغی است» به او گفته میشود و این آغاز جستجوی ایرنه برای معنات بخشی بیشتر به زندگیاش است