خط داستانی
گای والس، فریبنده بیرحم خواهرش مارگوریت را کشت و به خاطر این عمل خونین چندین سال به عنوان زندانی در باگنوس گذراند. گذشتهاش مانند یک علامت بر روی وجود اجتماعیاش است که هرگز نمیتواند از آن رها شود. او با لوسیئن ازدواج کرد و دختری زیبا به نام لیلی داشتند. با وجود تمام ثروتی که گای به دست آورده است، او همچنان یک طرد شده است که همانطور که عنوان نشان میدهد، چیزی جز صلح ابدی برای خود نمیخواهد.