این فیلم داستان مراد را روایت میکند که بدون مادر یا پدر بزرگ شده است. یک زن جوان که پس از از دست دادن شوهرش در شرایط دشواری زندگی میکند، پسر نوزادش مراد را روی نیمکتی در کنار دریا رها میکند. عثمان که در آن زمان در حال ماهیگیری است، مراد را متوجه میشود و او را به خانه میبرد. او نمیتواند کسی را پیدا کند که از مراد مراقبت کند و او را مانند پسر خود بزرگ میکند. او به مراد میگوید که مادرش مرده است. سالها بعد، مسیرهای مراد و مادرش به طور غیرمنتظرهای به هم میرسد.