خط داستانی
مجسمهساز صادق اما در حال مبارزه، تاماسو (کاروسو--سبیل پُرپشت، دست و پا چلفتی) در یک فروشگاه گچکاری ornamental کار میکند، اما اثر هنری او یک نیمتنه از پسرعمویش کارولی (کاروسو--بدون سبیل، صیقلی) است که تنور اصلی اپرای متروپولیتن است. تاماسو امیدوار است با مدلش، رزا، ازدواج کند، اما پدرش، پیترو، صاحب رستوران، میخواهد او کسی را پیدا کند که بیشتر مستقر و به پول اهمیت بدهد، مانند سبزیفروش لومباردی در خیابان. تاماسو، به گفته او، پولش را هدر میدهد، مانند خرید بلیطهایی برای بردن رزا به اپرا تا پسرعمویش را ببیند. بعد از اپرا، پسرعموها در رستوران شیک گالیوتو ملاقات میکنند، اما وقتی هیچکدام دیگری را نمیشناسد، تاماسو به طور کلی مورد تمسخر قرار میگیرد و رزا او را دروغگو و نالایق میداند. تاماسو باید اعتبارش را بازیابی کند و یک فروش انجام دهد، ترجیحاً نیمتنه کارولی را به پسرعمویش بفروشد تا رزا را دوباره به دست آورد.