خط داستانی
دزموند در نقش زندانی مایک گیلبرت بازی میکند، که وقتی متوجه میشود همسرش او را طلاق میدهد و احساس میکند چیزی برای از دست دادن ندارد، با همزندانش گروبر و گراهام فرار میکند. گروبر قصد دارد تا غنایم سرقتیاش را که پدرش، کِرلی، به طور موفقیتآمیزی از قانون پنهان کرده، به دست آورد. پس از تصاحب یک هواپیما، آنها گراهام را فریب میدهند، که باندش را برای انتقام و به دست آوردن غنایم گروبر جمع میکند. در همین حال، گیلبرت عاشق رابی، خواهر همسر سابقش میشود. تحت تأثیر رابی، گیلبرت تصمیم میگیرد که به راه راست برگردد، اما همدستانش چندان مایل به اصلاح نیستند.