خط داستانی
این تراژدی عاشقانه ساده از سال هزار و نهصد و پنجاه و هفت آغاز می شود؛ گوی فوشِهِر رانندهٔ بیست سالهٔ فرانسوی به ژِنیوِو امرییِ شانزده ساله دل باخته است که در مغازه کُلاه پارچه ای مادر بالدارش کار می کند؛ در شبِ قبل از اعزام به دو سال خدمت در الجزایر، آن دو با هم نزدیکی می کنند و گِیـنوِئِو باردار می شود و باید میان انتظارِ بازگشت گوی یا پذیرش ازدواج با تاجرِ الماسِ ثروتمند یکی را برگزیند