خط داستانی
چهار مرد کت و شلوار مشکی در زندان حاضر می شوند تا با دوستی که تازه از حبس خارج شده است و از زندان به سمت ازدواج با دخترش می رود ملاقات کنند. در راه مراسم عروسی، یکی از مردان درخواست می کند به بانکی برود تا مقداری پول بردارد. مشخص می شود او دزد بانک مطلوب است که در سرقت های خود از گزاره های شکسپهری استفاده می کند و به این دلیل به او لقب هملت داده شده است. به زودی همگی درگیر بانک و سرقت می شوند و در یک رخداد گروگان گیری گیر می افتند. مذاکره کننده گروگان ها که به نظر می رسد پدر هملت است حضور پیدا می کند.