خط داستانی
در لنینگراد، در پایان شبهای سفید، نینا جوان و کودکانه سادهدل با یک روزنامهنگار جوان به نام والری ملاقات میکند. او عاشق آن عشق واقعی و نخستین میشود که تنها در ۱۹ سالگی ممکن است. او نمیداند که برای والریک، که فردی بلندپرواز و زیباپسند است، این تنها یک قسمت دیگر در جشن بیپایان زندگی است. موتیف اصلی فیلم، که به یک نقطه عطف فرهنگی برای چندین نسل از افرادی که در لنینگراد - سن پترزبورگ به دنیا آمدهاند تبدیل شده، مناظر طبیعی شهر زیبا در کنار رود نوا در اوایل دهه شصت است.