خط داستانی
پس از خودکشی پدرش، رندی، همسرش لورا (کیلی بروک) و دو فرزندش به اندونزی بازمیگردند تا از مادر بیمارشان مراقبت کنند. رندی با شوک متوجه میشود که مادرش به طرز عجیبی قادر به صحبت نیست و در حالت خوابآلودگی در رختخواب دراز کشیده است. پس از حمله ناگهانی مادر به خانواده، آنها به زودی متوجه میشوند که او تحت تأثیر یک جادوگری تاریک و ترسناک قرار دارد. حملات وحشتناک به زودی بر خانواده میافتد در حالی که آنها سعی میکنند از جادوی سیاه شیطانی که به آنها حمله میکند فرار کنند.