خط داستانی
تاکور (مردی با افتخار و با وقار) دارای یک دختر به نام چاندا است که در سن ازدواج قرار دارد. او و همسرش پیشنهادی مناسب از طرف یک وکیل و همسرش دریافت میکنند. آنها این پیشنهاد را قبول میکنند و به وکیل میگویند که قادر به پرداخت هیچ مهری نیستند، که وکیل با این موضوع موافقت میکند. داماد، سوراج، عروس را بدون هیچ مهری قبول میکند. اما مادر شوهر چاندا به خاطر عدم مهری ناراحت میشود و شروع به آزار چاندا میکند. وکیل به طور ناگهانی در حین یک پرونده در دادگاه میمیرد و چاندا به خاطر مرگ او مقصر شناخته میشود. در نهایت چاندا از خانه بیرون انداخته میشود و سوراج نمیتواند کاری انجام دهد. در این زمان، تاکور تصمیم میگیرد همه چیز را بفروشد و تمام آن را به مادر شوهر چاندا بدهد که اکنون در حال برنامهریزی برای ازدواج دوباره سوراج است. اما آیا این اقدام مشکلات چاندا را حل خواهد کرد؟