خط داستانی
معمار پرمشغلهٔ نیویورکی به نام دادنی بیلو در کوههای رودوپه برای به ارث بردن خانهٔ متروک مادربزرگش که زنی بود که هرگز ندیده بود در آنجا میرسد، زنی که اخیراً در سن صد و دو سالگی درگذشته است. در جستوجوی حقیقت دربارهٔ پدر بلغارستانیِ درگذشتهاش، دادنی با پسرعموی عجیب و غریب محلیاش به نام اورلین برخورد میکند که مشتاق است تا ملک ظاهراً بیارزشی را از او بستاند—در حالی که منحصربهفرد بودن چشمهٔ معدنی زیر آن را پنهان میکند. با کشف تاریخ نمایشی سلالهٔ پدرش که هنوز در خاطرات پیران روستا زنده است، دادنی فرصت غیرمنتظرهای برای دوباره پیدا کردن خود مییابد.