خط داستانی
سه سال پس از پایان داستان عاشقانه اش،سادالی زندگی آرامی را به عنوان نقاش در مگلنگ آغاز می کند و برای مهم ترین نمایش عمرش آماده می شود. آرامش او با خبر ازدواج مرا مختل می شود و او با مرا و آرنزا، دو فرد از گذشته اش که زخم هایی به جای گذاشته اند، روبه رو می شود. گرفتار میان پشیمانی، عشق سرکوب شده و جستجوی هویت، سادالی باید بین ماندن در گذشته یا گشودن معانی تازه ای در عشق و هنر یکی را انتخاب کند.