خط داستانی
دختری مرموز به نام ساکورا پس از بازداشت دوست روباهش، شیزوکو، از حصر فرار کرد. پس از فرار موفق، او تنها در دنیای انسان افتاد و با ایچیکا اوسامی روبهرو شد. ساکورا میگوید از «ساکوراگاهارا» میآید، جهانی بر پایه ژاپن باستان که در خطر است زیرا شکل شیطانی اسرارآلودی به نام کاراسو تنگو کنترل آن را به دست گرفته و همه چیزهای زیبا را دزدیده است. او همچنین به دنبال پریکیورِیای است که نماینده شیرینی، جواهرات و کلیدها باشد. ایچیکا اعلام میکند که تیم کیراکیرا پریکیورِی را یافته است که نماینده شیرینیهاست. وقتی دو خدمتکار کاراسو تنگو وارد دنیای انسان شدند تا ساکورا را بیابند، سایر اعضای تیم کیراکیرا پریکیورِی به دام افتادند تا اینکه نجات یافتند توسط تیم ماهو پری کیورِی! که نماینده جواهر و تیم پرنسس گو پری کیورِی که نماینده کلید است. وقتی آنها با ساکورا جمع شدند، سه تیم باید جرئت رفتن به ساکوراگاهارا را داشته باشند تا ساکورا را نجات داده و جهانش را از دست شرارت کاراسو تنگو رها سازند.