خط داستانی
با زن متاهل خوشبخت با نام تتسیا که فرزندش برای دانشگاه رفته است، کاتیا ریاضیات و موسیقی را در مدرسه ابتدایی محلی تدریس میکند. زندگیاش به نظر کامل میرسد تا اینکه دیدار تصادفی جهان او را وارونه میکند. در همان آخر هفته که خانوادهاش رفتند، با دانیل، همسفر ماجراجویی، روبهرو میشود که برای چند روز به خانهاش میآید. همسفر مسافر، یک میهمان دیوانهنما. آنها ارتباط برقرار میکنند. او سبک زندگی مستقل و آزاد او را جالب میبیند. او از سفرهایش میگوید. او به او احساس زندگی دوبارهای میدهد و رویاهای جوانی را دوباره روشن میکند. اکنون با بازگشت رنجهای قدیمی روبهرو میشود. پس از سه روز هیجانانگیز، او با این پرسش روبهرو است: آیا با او برود یا در دنیای امن و کوچک خود بماند؟