خط داستانی
لوتر هجگز، صفحهآرای روزنامه شهر، برای یک داستان درباره خانهای متروکه که بیست سال پیش قتل/خودکشی معروفی در آن رخ داده، پیشنهادی میدهد. پس از اینکه سردبیر از او میخواهد شب را در عمارت تنها بماند، با مجموعهای از برخوردهای ماوراء طبیعی روبهرو میشود و داستانی در صفحه نخست مینویسد که او را قهرمان شهر میکند... تا اینکه عموزاده درگذشته از او به دلیل افترا شکایت میکند.