خط داستانی
پو که مشغول جمع آوری فهرست آرزوهای دوستانش برای سانتا است تا فهرست خود را فراموش میکند. پس از بازیابی فهرست و اضافه کردن آرزوهای خود، میفهمد دیر به مکانی که باید برسد رسانده است. با دوستانش ایور، تیگر، پگلِت، خرگوش و کریستوفر رابین در شب کریسمس به قطب شمال میرود.