خط داستانی
کارکنان معدن هریسون مدت طولانی است که در اعتصاب هستند. مردان تا زمانی که او در عصر از دفترش خارج میشود، منتظر او هستند. آنها سعی میکنند موضوع خود را بیان کنند اما او بهطور کامل آنها را نادیده میگیرد. آنها به او حمله میکنند. او در ترس فرار میکند و با ورود به خانه یک بیوه فقیر با دو فرزند، از دست آنها نجات مییابد.