خط داستانی
شاگرد خیاط در حین اتو کردن لباسهای کنت بروکو، آنها را میسوزاند و خیاط او را اخراج میکند. بعداً، خیاط یادداشتی پیدا میکند که توضیح میدهد کنت نمیتواند در یک مهمانی رقص شرکت کند، بنابراین او به جای کنت لباس میپوشد؛ اما شاگرد نیز به عمارت جایی که مهمانی برگزار میشود رفته و با خیاط در لباس مبدل برخورد میکند…