وینچنتو پرز، فرماندار مستعمره پرتغالی تبعید، مردی بیرحم و بیاخلاق است که از سوی بومیان متنفر است. برای پیشبرد نقشههایش، پرز سعی میکند تاجران ابریشم را از کسبوکار خارج کند و در نامهای به مهندس دولتی ریچموند هاروی، نقشههایش را فاش کرده و از کمک آمریکایی درخواست میکند.