بازیگر جوان بونی می در یک نمایش خصوصی که در عمارت خانم بارون برگزار میشود، کار پیدا میکند و به همه، بهویژه ویکتور بارون، پسر ناتوانی که نمایشنامه را نوشته، دل میبندد. او از او میخواهد که بماند و به او در نوشتن نمایشنامهای دیگر کمک کند، با وجود بیمیلی مادرش.