سایروس بریدوود یک راز دارد. دخترش هلن در واقع دختر او نیست - پدرش یک قاتل است و بریدوود او را به عنوان دختر خود بزرگ کرده زیرا اعتراف نامه کتبی پدرش را پنهان کرده است. یک روز پدرش موفق میشود به اعتراف نامه دست یابد. هلن به آپارتمان او میآید و به دنبال آن است که این اعتراف نامه را پیدا کند، که منجر به این میشود که او و یک جوانی که در آنجا ملاقات میکند، توسط یک باند جنایی به اسارت گرفته شوند.