Blue Steel
فیلم فولاد آبی
زمانی که کلانتر جیک مردی را در کنار گاوصندوق میبیند و سپس متوجه میشود که حقوق کارمندان ناپدید شده است، او به دنبالش میرود. درست زمانی که میخواهد او را دستگیر کند، آن مرد جانش را نجات میدهد. با وجود شک و تردید، او به مرد ملحق میشود و بعداً متوجه میشوند که ملگرو، شهروند برجسته شهر، در تلاش است تا با توقف همه واگنهای تأمین کالا، بر دامداریهای منطقه تسلط پیدا کند. با نزدیک شدن دامداران به فروش به ملگرو، این دو تازهوارد اعلام میکنند که تأمین کالا خواهند کرد.