Happy Days
فیلم روزهای شاد
سیلوی، دختری ثروتمند، به طور همزمان با مرگ و ورشکستگی پدرش آشنا میشود. او مجبور است در پاریس کار پیدا کند و توسط یک دانشجوی پزشکی که به زودی به او علاقهمند میشود، پناه داده میشود. جوان دیگری نیز به او عشق میورزد. وقتی حامیاش بیمار میشود و در نهایت میمیرد، سیلوی از روی وفاداری به مرحوم، از دادن قلبش به مرد دیگر امتناع میکند. اما جوانی حکم میکند و پس از مدتی عشق - اما نه فراموشی - پیروز میشود.