اپراتور تلگراف دوستداشتنی ماشا استپانوا یک پرستار بهداشتی است. در حین یک زنگ تمرینی، او با یک راننده تاکسی به نام الکسی (آلیوشا) سولوویوف ملاقات میکند. او برای دختر شعر میخواند و او را به تئاتر دعوت میکند. اما در زمان مقرر، آلیوشا نمیآید و ماشنکا او را پیدا کرده و به او کمک میکند تا بهبود یابد. جوانان عاشق یکدیگر میشوند، اما الکسی بسیار بیپروا است و به دختر بسیاری از غمها و توهینها را میآورد. به خاطر علاقه الکسی به دختر دیگری، ماشا از او جدا میشود. اما او قادر خواهد بود احساس وفادار و صادقانهاش را از طریق سالها جدایی و سختیهای زمان جنگ منتقل کند و زمانی که دوباره در جبهه جنگ فنلاند ملاقات میکنند، سولوویوف متوجه میشود که چه هدیهای از سرنوشت بود که با این دختر ملاقات کرد.