چهار جوان در یک کیوسک در یک بعدازظهر بارانی جمع میشوند. یکی باید درس بخواند و سه نفر دیگر به سینما میروند، هرچند به دلیل سن کمشان اجازه ورود ندارند. این گروه شامل آندرس است که به عنوان پیک در یک هتل کار میکند و رویای گاوبازی را در سر دارد؛ چیسپا که از دستورات یک مرد پیر و بدخلق پیروی میکند؛ کارلوس، یک دانشجو؛ و نگرو، یک پسر خجالتی. همه آنها فقط میخواهند خوش بگذرانند؛ اما واقعیت آنها را مجبور میکند با مشکلات دنیای بزرگسالان روبرو شوند.