الیزا توسط دخترعمویش آیرن که حسود است، مسموم میشود. الیزا یادداشتی را که قتلش را اعلام میکند، در یک قاب عکس پنهان میکند. آیرن با بیوهاش ازدواج میکند. باربارا با پرستارش به کاراکاس میآید و به خانه دون لوئیس خدمت میکند که فوت میکند. پابلو، پسر مرحوم، عاشق باربارا میشود و پس از مشکلات و مخالفتهای متعدد، با او ازدواج میکند.