خط داستانی
پلیس گونگ تیانلونگ دزد و قاتل بیرحم گوان یونفی را دستگیر میکند، اما یک کمین توسط مردان اجیر شده باعث میشود که دزد آزاد شود و تمام خانواده تیانلونگ به قتل برسند. او خود به حال مرگ رها میشود اما توسط لینگ تسو نجات مییابد. پسر یونفی تیانلونگ را به دام میاندازد و او را به زندان میاندازد. در حالی که یونفی به یک همدست خود خیانت میکند و در نبردی که در پی آن رخ میدهد، نابینا میشود. ۱۵ سال بعد، تیانلونگ به دنبال انتقام است و یونفی به یک شمشیرباز نابینای ماهر تبدیل شده و در این رقابت، خانوادهای بیگناه وارد میشود.