وییر پراتاپ سینگ حاکم قدرتمند و ثروتمند، حاکم یک شهر کوچک است و با قساوت با هرکس که او را مخالفت کند رفتار می کند. او به زنان علاقه دارد و با سونداریا رابطهٔ طولانی دارد و حتی مراسم ازدواج مخفی با او دارد. وقتی سونداریا باردار میشود از او میخواهد جنین را سقط کند. وقتی او امتناع میکند، به او بیاعتبار میکند و ادعا میکند هرگز با او ازدواج نکرده یا با او صمیمی نبوده است. برادران او برای یافتن عدالت تلاش میکنند، اما توسط نگهبان بدنِ پرتابیِ پراتاپ سینگ بیرحمانه معلق میشوند. سونداریا باید از خود حمایت کند و باید فردی بیابد که بتواند در برابر وییر پراتاپ سینگ ایستاده و ظلم او را در شهری که مردانی برای قرنها توسط او و نیروهایش تحت سلطه بودهاند پایان دهد.