خط داستانی
اونو تورهاپورو در جستجوی کار است و یک دوره مکاتبهای در راهنمایی گردشگری میگذراند. در نهایت او در یک آژانس مسافرتی کوچک شغلی پیدا میکند و گروهی از گردشگران فنلاندی را به ماربلا، اسپانیا میبرد. متأسفانه، پدرزن اونو، توورا، نیز در این گروه است، به همراه همسر و دخترش، الیزابت، همسر اونو. توورا سعی میکند امضای یک سند مهم را از وزیری که در آن منطقه تعطیلات دارد، بگیرد. در همین حال، اونو فقط استراحت میکند و از آفتاب لذت میبرد.