پادشاه فردریک دوم و مشاوران اصلیاش در نظر برخی افسران بیش از حد تردید میکنند، بنابراین سرهنگ فون شیل تصمیم میگیرد به تنهایی عمل کند. او امیدوار بود که اقدام شجاعانهاش کاتالیزوری برای جنگ بزرگ آزادی باشد. اما نیروهای فون شیل به زودی توسط نیروی برتر نیروهای هلندی-دانمارکی شکست خوردند. پادشاه به طور علنی علیه اقدامات فون شیل موضع میگیرد و یازده نفر از افسرانش به دستور ناپلئون به اعدام فوری محکوم میشوند. با این حال، یکی از آنها، ستوان هاینریش فون ویدل، از مرگ فرار میکند و به کار اجباری برای زندگی محکوم میشود. وقتی برادر ویدل، کارل، که مخالف اقدامات غیرمجاز فون شیل بود، از سرنوشت هاینریش مطلع میشود، تصمیم میگیرد به او به روشی پرخطر کمک کند...