آندا زندگی مرفهای در بمبئی دارد و در خانهای باشکوه، کسب و کار صادرات هند را مدیریت میکند. در فروشگاه پوشاک روپسگار با شاردا که یکی از کارمندان فروش است آشنا میشود و به او علاقهمند میشود. او به شاردا پیشنهاد میدهد، او میپذیرد و هر دو در دفتر ثبت ازدواج ازدواج میکنند. شاردا به خانه آندا و خانه مهماننشین که پدر سابق زندانی او زندگی میکند، راه پیدا میکند. شاردا به زودی در خانه سازگار میشود، معبدی به نام دهوی ماتا دورگا میسازد، اما زندگیاش برعکس خواهد شد وقتی راز مرگبار از گذشته آندا را کشف میکند.