Jeder hat seine Geschichte
فیلم هر کسی داستان خودش را دارد
دختر لوره از او فرار کرده بود. حالا هاینر با سوزان ملاقات کرده و عاشق او شده است. در روزهای اول آشناییشان، هاینر نمیتوانست شانس خود را باور کند. زیرا سوزان، مانند لوره، دختر زیبایی بود - نه، او واقعاً از لوره زیباتر بود و هاینر از این میترسید که او نیز مانند لوره از او فرار کند. اما هاینر از تجربه آموخته بود و حالا میدانست که چه کار کند تا یک دختر با او بماند. هاینر، که داستانش در اینجا روایت میشود، یک جوان ۱۹ ساله است. او مدت طولانی تنها بود، یک آپارتمان قدیمی با دو اتاق، یک آشپزخانه و حتی یک توالت داخلی در مرکز برلین داشت. زندگی هاینر چیز خاصی ندارد، اما برای او آرزوی خوشبختی بسیار مهم است و به همین دلیل میخواهد کارهای زیادی انجام دهد تا به آن برسد.