ریچل متوجه می شود باردار است. دقیقاً در زمانی که قصد خبر دادن به دوست پسر سهام دارش بیل را دارد، او او را کنار می گذارد. قلب او شکسته و عصبانی است و ماشین ورزشی عزیز بیل را برمی دارد و از حساب مشترک بیرون می زند و به روستا و مزرعه خانوادگی اش می رود تا مسائل خانوادگی خودش را حل کند. اما بیل مکان او را پیدا می کند و در پی وي است