وکیل صدیق ویشواناث به دست قدرت مندا و همراهانش متهم و در بند میشود. پس از آزادی تصمیم به تلافی دارد اما درمییابد از طریق فرایند قانونی این کار تقریباً غیرممکن است. بنابراین هویت خود را تغییر میدهد، گروهی از آدمکشها میگشاید تا کینه را اجرا کنند، بیآنکه فهمد با این کار از محبت زندگیاش یعنی سونی دور میشود و خود را یک فرد تحت تعقیب توسط پلیس میبیند و خواهر فلجش منی و مادرش شانتِی را به حال خود رها میکند تا در برابر GNK و همدستانش ایستادگی کنند.