مایکسی میلان یک مرد عادل بود، اما عضو قبیلهای ترسناک از راهزنان. روزی با سرنوشت روبهرو میشود: جادوگران باتلاق که ارتقاء او به کنترل باند را تبلیغ میکنند. از آن لحظه، مرد تنها با شک و تردیدها، جاهطلبی، ترس از خیانت و سوگند اطاعت نسبت به اراده رئیس دورن روبهرو میشود که باید بکشد تا فرمان را به دست آورد.