وِتا سفری ماجراجویانه است که داستان در دوره پیش از استقلال هند اتفاق می افتد. چیرانجیوئی می خواهد کاپیتان کشتی شود و با معشوقه زیبا ازدواج کند، اما دشمنان دو گانه او او را به زندان می اندازند. در زندان به پیر مردی برخورد می کند که زمینی دار ثروتمند است و او از راز گنجی سخن می گوید که می تواند به او برای انتقام از دشمنانش استفاده کند. چیرانجیوئی نقشه فرار می ریزد و پس از فرار دشمنانش را به شیوه های مختلف می کشد