یک تاجر ثروتمند برای ثروت کشته میشود دخترش ساپنا عاشق وینود است اما دانهپرات رهی به روابط آنان با وینود حسد میبرد و او را به خوابگاه میفرستد اما دو نفر تصمیم میگیرند با راستکاری به پیش بروند و به عمارت بزرگ او میروند به زودی عشاق با جسد دانهپرات رو به رو میشوند و با پلیس همکاری میکنند تا تحقیقات را سرعت بخشند در حالی که سایر اعضای عمارت توسط قاتل با چهره سوخته به طرز بی رحمانه ای کشته میشوند که نقشههای خودش را دارد