پدری دریانورد که در لبهٔ سلامت روان زندگی میکند گهگاه پسر جوانش را میبیند. در ملاقاتها، پدر قصههایی به پسر میگوید که هم عجیباند و هم به خانه نزدیکاند دربارهٔ مگونیا. این یک مکان افسانهای است جایی که ابرها نماد رویاهای غیرممکن و خواستههای برآورده نشدهاند. اما افراد حاضر در این جهان خیالی به طرز عجیبی شبیه به کسانی هستند که اکنون در نزد پدر زندگی میکنند.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.