خط داستانی
وینیا در دههٔ سی میلادی. نویسندهٔ مشهور و جذاب آلبرت رنک نامهای از غریبهای دریافت میکند. او درمییابد که او زندگیاش را به عشق بی اندازهاش اختصاص داده بود. در نامه، رز از بسیاری از دیدارها با آلبرت روایت میکند: از کودکی در عشق به او اسیر است و در کنار او هرگز از زندگی جدا نشده است. در طى بسیاری از آشناییها رنک نتوانست آنها را تشخیص دهد، با وجود لحظات مشترک که شگفتانگیز بودند. به عنوان زن بالغ، عشق رز به قدری دردناک است که ادامه نمیدهد و پیامدهای وخیمی دارد.