خط داستانی
مشاور عصر: راننده سابق شورای کمیسارها برای ساخت فیلمی درباره دهه سی دعوت می شود. به دلیل آغاز کارش به عنوان راننده برای همین زمان، او پذیرفته می شود هرچند می داند دعوت او به دلیل Emka قدیمی است که هنوز با آن کار می کند و احتمالاً هیچ کس دیگری آن را رانندگی نخواهد کرد. مالک: راننده تراکتور، که به کار کسب و کار مزرعه جمعی بسیار اهمیت می دهد، شب ها در اطراف مزرعه ها می چرخد، کاه پوسیده را به یک تریلر می ریزد و به یک مزرعه جوان عمومی متروکه می برد. کلینیک: برای نجات جان بیمار، جراح خدمات خود را به پروتوگِی مدیر بیمارستان ارائه می دهد که در حال آماده شدن برای دفاع از رساله است. اما بیمار می میرد...