(طهرا) دختری پارسا است. یک دزد خطرناک به اتاق او میآید. او یک فروشگاه جواهرات در محله را غارت کرده بود. سپس پلیس او را تعقیب کرد و او به اتاق او پناه میبرد. (طهرا) به او ترحم میکند و سعی میکند او را به راه نیکی هدایت کند. او موفق به فرار میشود، اما پلیس اشیای دزدیده شده را در اتاق او پیدا میکند. او دستگیر میشود. پلیس معتقد بود که او در سرقت جواهرات طلا با او همدست بوده است.