The Magical Lantern
فیلم چراغ جادوئی
مصطفی در یک شرکت نساجی کار میکند و از دست مدیرش، مرسی، به شدت رنج میبرد. او با زنی ازدواج کرده که عاشق پول است. در ماه رمضان، مصطفی چراغ جادوئی میخرد و وقتی به خانه برمیگردد، از آن یک جن افریقایی بیرون میآید که به او میگوید تحت فرمان اوست. جن از مصطفی میخواهد که به جای مرسی مدیر شود. مصطفی به عنوان مدیر منصوب میشود و احساس میکند که به مقام مورد علاقهاش رسیده است. مرسی با همان بیرحمی رفتار میکند و سعی میکند راز ثروت و اعتبار را که به رقیبش داده شده، درک کند، به ویژه اینکه مدیریت ارشد نیز تأسیس مرسی را قبول کرده است.