یک قاتل سریالی در حال آزاد است که به طور تصادفی قلب قربانیانش را نیز از آنها جدا کرده و با خود میبرد. قربانیان او تنها انسانهای تصادفی نیستند، بلکه نگهبانان گذشته و حال دروازه زندگی پس از مرگ هستند. در روزی که قرار است ازدواج کند، کارآگاه کانزاکی که در حال تحقیق بر روی این پرونده است، متوجه میشود که نامزدش مینا به قتل رسیده و قلبش نیز گم شده است. او همچنین میآموزد که قاتلان کudo، یک ژنتیکدان، و منشی شیطانیاش ری هستند. این دو در تلاشند تا شش قلب از نگهبانان به دست آورند تا بتوانند گروهی از شیاطین را از دروازه خشم احضار کنند و هر آرزویی که دارند برآورده شود. تنها مشکل این است که وقتی دروازه را باز کنند، تمام جهان در تاریکی فرو خواهد رفت.