رونه مردی با طبقه کارگری است که همسرش، سگش و شغلش را از دست داده و اکنون مدیریت شهر میخواهد حیاط او را بکند تا پهنای باند برای همسایهها فراهم شود. متأسفانه، رونه سگش را نزدیک جاده دفن کرده و حالا میخواهد کار حفاری را متوقف کند هرچند باید روی چمن بخوابد.